دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
153
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
از آن استخراج مىكنند . فقيهان مىگويند : چون جذام از امراض واگيردار و موجب ضرر است ، پيامبر امر به فرار از آن كرده است . همين علت در مورد شخص گرفتار به ايدز و سفليس نيز وجود دارد و لازم است كسى كه مبتلا به آن نيست از كسى كه مبتلا به آن است دورى كند . شايد آنچه علّامه محمد باقر مجلسى ( 1111 ه . ق ) از شيخ صلاح الدين در القواعد نقل مىكند ناظر به همين جهت باشد . او فتوا داد : اگر مادر ، مبتلا به جذام و برص شد ، حق حضانت او ساقط مىشود ، زيرا خوف آن وجود دارد كه بچه نيز به جهت شير خوردن و نگهدارى او گرفتار شود . « 1 » دليل پنجم : آية اللّه صانعى به مفهوم اولويت دربارهء ايدز استناد نموده است . در استفتائات وى آمده است كه اگر دو نفر مبتلا به سفليس و ايدز باشند آيا مىتوان نكاح را فسخ كرد ؟ در جواب فرمودهاند كه وقتى در مواردى مثل عنن فسخ جايز است ، در مورد ايدز و سفليس به طريق اوّلى مىتوان به فسخ قائل شد . دليل ايشان مفهوم اولويت است ، بدين معنا كه وقتى دليل بر فسخ نكاح بيمارىهايى در مانند « عنّه » و « جبّ » داريم به طريق اوّلى در مورد ايدز و سفليس حق فسخ وجود دارد . اگرچه اين استدلال و استفتا مربوط به بعد از ازدواج است ، قبل از ازدواج نيز همين حكم را دارد و اگر ثابت شد كه امراض غير واگيردار سبب فسخ مىشود ، امراض واگيردار مثل جذام و ايدز و سفليس به طريق اوّلى سبب فسخ است و قبل از ازدواج نيز جدا بودن آن دو نفر لازم است . دليل ششم : در مورد مرض طاعون ، روايات مختلفى هست كه پارهاى از آنها دلالت دارد شخصى كه در سرزمينى مبتلا به طاعون زندگى مىكند ، نبايد از آن خارج شود . « 2 » شايد علت آن واگيردار بودن طاعون است و خروج از آن شهر و روستا و منطقه سبب انتقال آن به ساير مناطق مىشود .
--> ( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 65 ، ص 82 و ج 62 ، ص 82 . ( 2 ) . متقى هندى ، كنز العمال ، ج 10 ، ص 120 .